تخته نرد فقط یک بازی نیست بلکه آنقدر قدمت دارد که ردپای آن را می توان در ادبیات و اشعار فارسی و حتی اثر فاخری همچون شاهنامه پیدا کرد. داستان تخته نرد در شاهنامه به ماجرایی نمادین و فلسفی بازمیگردد که در دوران پادشاهی انوشیروان ساسانی رخ میدهد. در این روایت، پادشاه هند برای آزمودن خرد ایرانیان بازی شطرنج را به دربار ایران میفرستد، اما بزرگمهرِ خردمند با تکیه بر عقل و دانایی راز آن را میگشاید. او در پاسخ بازی تخته نرد را میآفریند و به هند میفرستد؛ بازی که برخلاف شطرنج تنها بر محاسبه عقلی استوار نیست، بلکه نقش تقدیر را نیز نشان میدهد. همچنین شعر تاس اگر نیک نشیند، همه کس نراد است، نشان می دهد که حضرت سعدی و حافظ نیز به فرهنگ تخته نرد علاقه مند بوده اند.
این نگاه در تخته نرد در اشعار فارسی هم دیده میشود؛ بیدل و مشتاق تخته نرد را به آسمان و انسانها تشبیه کردهاند و حافظ با غزلهای خود تاس و بازی را به استعارهای از بخت و تقدیر تبدیل کرده است تا نشان دهد زندگی ترکیبی از تلاش، انتخاب و گردش روزگار است. در این مقاله به صورت کامل به نمونه هایی از تاس و تخته نرد در شعرهای فارسی، شعر معروف تخته نرد و شعر تخته نرد مولانا پرداخته ایم.

داستان تخته نرد در شاهنامه چیست؟
یکی از زیباترین این نمادهای اشعار فردوسی، بازیها هستند؛ بهویژه شطرنج و تختهنرد که در شاهنامه تنها سرگرمی نیستند، بلکه زبان اندیشه و فلسفهاند. در داستان شطرنج و تختهنرد پادشاه هند بازی شطرنج را به دربار ایران میفرستد؛ بازیای پیچیده و رازآلود که قرار است آزمونی برای خرد ایرانیان باشد. پیام روشن است اگر دانایان ایران نتوانند راز این بازی را دریابند، برتری دانایی از آنِ هند خواهد بود.
در این میان بزرگمهر، وزیر خردمند انوشیروان، با تکیه بر عقل و اندیشه راز شطرنج را میگشاید. اما پاسخ ایران به این چالش تنها حل یک بازی نیست؛ بزرگمهر گامی فراتر مینهد و تختهنرد را میآفریند و آن را به هند میفرستد. تختهنرد بهویژه در شکل تختهنرد کلاسیک، تصویری ساده اما عمیق از جهان است. اگر شطرنج جهانی را نشان میدهد که همهچیز در آن بر پایهی محاسبه و عقل پیش میرود، تختهنرد جهانی واقعیتر را پیش چشم میگذارد؛ جهانی که در آن، عقل و بخت در کنار هم معنا پیدا میکنند. در این بازی تخته نرد نمادها به صورت زیر تعریف می شود:
- صفحهی تختهنرد، همان عرصهی زندگی است.
- مهرهها، انسانهایی هستند که هرکدام مسیر خود را میپیمایند.
- تاس، نماد بخت، زمان و اتفاقهایی است که از اختیار ما بیروناند
- حرکت مهرهها، تلاش انسان برای پیش رفتن در دل این ناپایداریهاست.
در نگاه فردوسی زندگی نه کاملاً در اختیار عقل است و نه کاملاً اسیر سرنوشت. تختهنرد این حقیقت را بهزیبایی بازگو میکند: انسان میاندیشد، انتخاب میکند و میکوشد، اما همواره باید آمادهی چرخش ناگهانی روزگار باشد. به همین دلیل است که داستان تختهنرد در شاهنامه فراتر از یک روایت تاریخی یا بازی درباری، تصویری انسانی و ماندگار از نسبت خرد و سرنوشت ارائه میدهد. فردوسی با این تقابل ظریف، دیدگاهی عمیق ارائه میدهد:
خرد لازم است، اما کافی نیست؛
انسان باید بازی بخت را نیز بشناسد.

نمونه های تخته نرد در اشعار فارسی
در بسیاری از اشعار، زندگی انسانی به بازی تخته نرد تشبیه شده است؛ بازیای که در آن اراده انسان محدود و قضا و قدر نقش اصلی را ایفا میکند. تاس نماد بخت و تقدیر است و مهرهها نماد انسانهایی که ناگزیرند طبق قواعدی نانوشته حرکت کنند. یکی از بیتهای مشهور در زمینه تخته نرد در اشعار فارسی به صورت زیر است:
آسمان تخته و انجم همگی مهره اوست از کیست
این بیت (با اندکی تفاوت در کلمات در منابع مختلف) غالباً به بیدل دهلوی نسبت داده شده و در بعضی نسخهها چنین آمده است:
«آسمان تخته و انجم بودش مهره نرد / کعبتینش مه و خورشید و فلک نراد است»
همچنین، مشتاق اصفهانی نیز از همین نماد بهره برده و در رباعیات خود میسراید:
«چون تخته نرد است فلک نیک نگر / ما مهره و آسمان بود بازیگر / هر لحظه بنفش کعبتین تقدیر / ما را حرکت دهد بحال دیگر»
این ابیات نشان میدهند که تخته نرد در شعر فارسی صرفاً یک بازی نیست، بلکه استعارهای فلسفی و عرفانی از سرنوشت و جبر است.
شعر کامل تاس اگر نیک نشیند، همه کس نراد است
این بیت شعر زیبا، از استاد سخن سعدی شیرازی است و معنای عمیق و تامل برانگیزی دارد:
تاس اگر نیک نشیند، همه کس نراد است
نرد اگر بد نشیند، همه کس استاد است
شاید بپرسید معنای این بیت چیست؟ درواقع معنای آن در کنار پیام حکایت اصلی کامل می شود و حضرت سعدی میخواهد بگوید فقط شانس و ظاهر موفقیت مهم نیست؛
در شرایط سخت است که لیاقت و مدیریت واقعی مشخص میشود چه در پادشاهی، چه در زندگی.
اصل حکایت سعدی:
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز. تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند.
چون رعیت کم شد، ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.
هر که را نعمت بیش است، حسد بیشتر است
و هر که را راحت بیش است، محنت بیشتر
چون دشمنان در آن مملکت روی آوردند، اهل آن ولایت به سبب جور پادشاه با ایشان همراهی کردند و ملک از دست او بیرون رفت.
گفتند: سبب چه بود که ملک از دست تو بیرون رفت؟
گفت: به سبب آنکه رعیت را نرنجاندم مگر به طمع مال، و مال به دست نیامد مگر به رنج رعیت، و چون رعیت برنجیدند، ملک از دست برفت.
پس سعدی گفت:
تاس اگر نیک نشیند، همه کس نراد است
نرد اگر بد نشیند، همه کس استاد است
شعر معروف تخته نرد در شاهنامه
در شاهنامهی فردوسی، ماجرای آوردن و آفرینش بازی نرد (یا تخته نرد) توسط بزرگمهر، وزیر دانای انوشیروان ساسانی، در قالب یک شعر کامل و مستقل که تنها به این موضوع اختصاص داده شده باشد، وجود ندارد که ما در مقاله مخترع تخته نرد به داستان اختراع این بازی جذاب پرداخته ایم. داستان تخته نرد در شاهنامه در بخشهای مربوط به پادشاهی انوشیروان دادگر و ماجرای گفتگوی او با بزرگمهر آورده شده است. این داستان تخته نرد در شاهنامه بیشتر به صورت روایت در میان متن آمده و شامل چند بیت شعر است که در توصیف بازی تخته نرد و در مقابل آن ابداع شطرنج توسط بزرگمهر بیان شده است. اما با این حال بخشی از اشعار کلیدی و معروف که مربوط به توصیف بازی تخته نرد و ماجرای شطرنج را که به نقل از فردوسی در شاهنامه مشهور است؛ در ادامه جمع آوری کرده ایم:
در وصف تخته نرد در اشعار فارسی و مهارت بزرگمهر:
چو آورد هندو بهدرگاه شاه به اندازه و جفت و هم بر پگاه
یکی تخت با رخش و دو باره شاه سراسر به رنگی چو روز و چو ماه
ز شیش و ز یک بازی آمد پدید ره بخت و فرزانگیها کلید
ز شش در سراسر یکی روی شش ز شیش و ز چار و ز پنج و ز هش
به اندازه راند آنکه داند همی یکی مرد فرزانه ماند همی
در توصیف بازی تخته نرد در اشعار فارسی و فلسفهاش:
این ابیات بسیار معروف در تخته نرد در اشعار فارسی که بزرگمهر در شرح فلسفهی نرد میگوید (به تعبیری، نرد نمادی از گردش روزگار و بخت و اقبال است):
| شرح بازی تخته نرد در اشعار فارسی توسط بزرگمهر | معنا و تفسیر تخته نرد در اشعار فارسی توسط بزگمهر |
| دوان دوازده خانه بنمود راست | دوازده ماه سال |
| چو دو خانه بر شش برآمد بخواست | شش روز و شش شب (دوازده پارهی شبانهروز) |
| سیاه و سپید آمد و سی مهره نیز | سی شبانهروز (مهرهها نماد آن هستند) |
| نهادند و گشتند بر مهره تیز | مهرههای سفید و سیاه نماد روز و شب |
| ز گردش فرود آید و بر رود | گردش بخت و اقبال و دور فلک |
| نه اندر جهان کس که جاوید بود | فانی بودن جهان و همهی موجودات |
شعر تخته نرد مولانا
مولانا شاعری است که به شدت از استعارهها و نمادهای روزمره برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده میکند. اگرچه او مستقیماً دربارهی بازی نرد شعری ندارد، اما میتوان نمونههایی را یافت که در آنها از مفاهیم شبیه به بازیهای بخت و اقبال (مانند تاس، قمار، رهن نهادن هستی) و گردش فلک برای توضیح وضعیت انسان در دنیا و رابطهاش با خدا استفاده کرده است. این مفاهیم از نظر فلسفی با مفهوم نرد (که بزرگمهر آن را نماد گردش بخت و شب و روز میدانست) همراستا هستند.
مثال معروف از مثنوی معنوی از شعر تخته نرد مولانا (مفهوم رهن نهادن هستی)
در این شعر تخته نرد مولانا، مولانا از مفهوم قمار و رهن نهادن (که در بازیهای تختهای رایج بوده) استفاده میکند تا نشان دهد که باید تمام وجود خود را برای رسیدن به حق فدا کرد:
تن مده، نقد دل و جان را بیار
بر سر این تخته قمار، ای سوار!
تا بدانی که چه دانی و چه نیست
که ز خود رفته به معشوق کسی است.
مثال دیگر از شعر تخته نرد مولانا (مفهوم تصادفی بودن بخت و ارادهی الهی)
این ابیات شعر تخته نرد مولانا نیز بر مفهوم اختیار و جبر که شبیه تاس ریختن در نرد است، دلالت دارد (هرچند مستقیماً نرد نیست):
بنگر که چه بودهست که امروز چنین است وین دان که چه باشد چو چنین بود که این است
اینها همه اسرار قضا و قدر است چون تاس بباید زد و بر روی زمین است
سخن پایانی: داستان تخته نرد در شاهنامه + مثال تاس و تخته نرد در اشعار فارسی
داستان تخته نرد در شاهنامه که بیشتر مربوط به ماجرای رمزگشایی بزرگمهر در دربار انوشیروان است. در واقع شاهنامه بازی تخته نرد را به عنوان نمادی از گردش فلک، بخت و اقبال، و شمارش روز و شب معرفی میکند. این نمادپردازی در ادبیات فارسی توسعه یافت و تخته نرد به استعارهای قوی برای بیان جبر و تقدیر تبدیل شد؛ به طوری که شاعرانی چون حافظ و بیدل دهلوی، آسمان را به مثابهی تخته، انسانها یا ستارگان را به مثابهی مهرهها، و قضا و قدر را به مثابهی تاس (کعبتین) دانستند. این مضمون نشان میدهد که زندگی انسان بازیای است که توسط نیروی مافوقی به نام تقدیر (نرّاد) اداره میشود و انسان صرفاً مهرهای است که تابع حرکت تاس است.
سوالات متداول: داستان تخته نرد در شاهنامه+ تخته نرد در اشعار فارسی
۱. تخته نرد از کجا به ایران آمده است؟
احتمالاً از مسیرهای تجاری و فرهنگی بین شرق و غرب وارد ایران شده است.
۲. تخته نرد در دوره هخامنشیان و ساسانیان چه جایگاهی داشته؟
یک سرگرمی محبوب و ابزار تمرین مهارتهای استراتژیک برای شاهان و درباریان بوده است.
۳. داستان تخته نرد در شاهنامه چیست؟
بزرگمهر، وزیر انوشیروان، تخته نرد را آفرید تا پاسخ ایران به شطرنج پادشاه هند باشد و نشان دهد زندگی هم عقل و هم بخت دارد.
۴. نمادهای تخته نرد در شاهنامه و اشعار فارسی چه هستند؟
تخته: زندگی و جهان؛ مهرهها: انسانها؛ تاس: بخت و تقدیر؛ حرکت مهرهها: تلاش انسان.
۵. بیت «آسمان تخته و انجم همگی مهره اوست» از کیست؟
غالباً به بیدل دهلوی نسبت داده شده و در نسخههای مختلف کمی متفاوت آمده است.
۶. مفهوم تاس در اشعار فارسی چیست؟
تاس نماد بخت، تقدیر و اتفاقات خارج از اختیار انسان است.
۷. مولانا چگونه از مفهوم بازی و بخت استفاده میکند؟
با اشاره به تصادفی بودن زندگی و اراده الهی، مشابه تاس و حرکت مهرهها در نرد.
۸. شعر «تاس اگر نیک نشیند» مربوط به چه شاعری است؟
شعری از یکی از حکایت های سعدی شیرازی است که از تاس و بازی برای بیان تقدیر و بخت استفاده میکند.
Recent search terms:
- https://nardestan com/تخته-نرد-در-شاهنامه-اشعار-فارسی/






